مجموعة مؤلفين

226

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

منزل را فرش كردند . حمامى رفتم ، بيرون آمده ، به زيارت مشرف شده ، بعضى از دوستان را ملاقات نموده ، تا سه ساعت از شب گذشته در صحن مشغول نماز و زيارت بوديم . به طرف منزل آمده ، قدرى مشغول صحبت شده ، شام صرف شد . [ 28 ] امروز كه روز جمعه 7 شهر ذيقعده است ، صبح زود برخاسته ، نماز خوانده ، زيارت مشرف شده ، دو سه ساعتى در صحن مشغول گردش و با بعضى از دوستان ملاقات نموده ، مراجعت به منزل شد . جناب حاجى سيدرضا و حاجى مير اسماعيل همدانى و آقاى آقا جعفر پسر مرحوم افتخار وآقا سيد جواد و بعضى از دوستان آمده ، نشسته مشغول صحبت شده ، قرب به ناهار شجاع نظام و ميرزا محمود خيال رفتن بغداد را داشته ، گفتم ، از قول من هم برويد خانه آقا صادق خان و آقا تقى خان نواب احوال پرسى كنند ، دو دانه به اصفهان هم « 1 » ببرند بدهند به كيركور اسكندراحوال پرسى بكنند . حضرات رفتند ، ناهار خواستيم . حضرات هم ، بعضى رفته و بعضى ناهارصرف كرده ، تا طرف عصر مشغول صحبت شده ، نايب كاظمين هم قبل از ناهار آمد . ملاقات نموده رفت . شجاع نظام و ميرزا محمود از بغداد آمده ، نواب را ملاقات نكرده ، صحرا رفته بودند . ولى احمد آقا را ديده ، حال پرسى كرده بودند . كيركور اسكندر را ملاقات كرده بودند . رفتم به زيارت ، بعد از زيارت و دعاى دوستان ، مراجعت به منزل نموده ، مشغول تعريف بغداد بوديم ، هوا هم مىباريد تا سه چهار ساعت از شب گذشته . [ 29 ] [ ديدار با ممتحن السلطنه ] امروز كه روز شنبه 8 شهر ذيقعده است ، زود برخاسته ، نماز خوانده ، زيارت مشرف شده ، مراجعت به منزل نموده ، بعضى از دوستان آمده ، چاى صرف كرده . امروز بناست برويم بغداد ، به ايلچى عجم كه جناب ممتحن السلطنه « 2 » باشد دعوت داشتم . برخاسته ، يحيى را برداشته ، رفتم درب

--> ( 1 ) . دراصل جمله چنين است : دو دانه هم به اصفهان ( 2 ) . ميرزا كاظم خان ممتحن السلطنه در تهران به دنيا آمد و درسال 1290 ق ، وارد وزارت خارجه گرديد . در 1297 ق ، معاونت ادارهء عثمانى را بر عهده داشت و كارگزار محمره ، وزير مختارى اتريش و سفيركبيرعثمانى ، جنرال قونسولگرى بغداد ، جنرال قونسولگرى تفليس از ديگرسمت هاى وى بود . وى در سال 1310 ق ، ملقب به ممتحن السلطنه گرديد . ودرسال 1317 ق ، به دليل مخالفت علماى نجف با او از كارپردازى بغداد عزل شد . كريم سليمانى ، القاب دورهء قاجار ، ص 72 وملك المورخين ، ج 2 ، ص 784